خرید بک لینک

درباره سایت

هر روز

امکانات وب

امروز جمعه. جمعه یا پنجشنبه یا شنبه. مگه روزش مهمه؟ شمارش تاریخ و روزها دستم نیست. برام مهم هم نیست. زندگی های موازی زیادی کنارم در حال جلو رفتن هست. زندگی های مرتبط و غیر مرتبط، اما دوست داشتنی و یاری کننده. مصاحبه هما سرشار با گوگوش رو میدیدم. واقعیت هایی از زندگیِ گوگوش. از بچگیش _ از ازدواج هاش _ از تمام خودزنی هایی که تنها با کوتاه کردن ناخن و موهاش انجام میداد. نمیدونم از کِی اما نگینِ امروز خیلی سخت علاقهمند این گوگوش چندین ساله شده. گوگوشِ همیشه ماندگارِ نسلها. شاید از همون دوران که چشمهای سخت و غریبش رو میدید نمیدونست که چه غم و دردی داره. تا بفهمه، تا بشناسدش. اما حالا، میبینه همین درد و زخم هاست که نهایت قلبش رو به درد آورده و میفهمه آدم ها با زخم ها و درد هاشون به هم نزدیک تر میشن. درد هایی که از شادی بیشتراند. نزدیکی هایی رو میآرن که میشه با اون ها آدمها و قلبشون رو لمس کرد. دست کشید به نرم ترین و شکننده ترین زخم آدم. واقعیت های زندگی درد و رنج داره اما این باعث زشت شدنش نمیشه، چون ما با همین دردها به هم نزدیکتر میشیم _ دست های هم رو میگیریم و با لمسشون میگیم: میدونم. میفهممت. هممون مثل همیم. تنها نیستی .. ..  .  هنوز هم یادم میآرم که چقدر بیدلیل، بدون دونستن درد آدمها ازشون نفرت داریم. 

برچسب: نویسنده: اشکان رستمیان تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 23:06

صفحه بندی